تايپ دانشجويي
تايپ صفحه اي 120 تومان
دريافت و تحويل رايگان درب منزل شما
09367986329
مخصوص تهرانی ها
+
نوشته شده در شنبه
1387/08/11ساعت 17:47  توسط میم طاها
|
پاییز را دوست دارم... بخاطر غریب و بی صدا آمدنش بخاطر رنگ زرد زیبا و دیوانه کننده اش بخاطر خش خش گوش نواز برگ هایش بخاطر صدای نم نم باران های عاشقانه اش بخاطر رفتن و رفتن... و خیس شدن زیر باران های پاییزی بخاطر بوی مست کننده خاک باران خورده کوچه ها بخاطر غروب های نارنجی و دلگیرش بخاطر شب های سرد و طولانی اش بخاطر تنهایی و دلتنگی های پاییزی ام بخاطر پیاده روی های شبانه ام بخاطر بغض های سنگین انتظار بخاطر اشک های بی صدایم بخاطر سالها خاطرات پاییزی ام بخاطر معصومیت کودکی ام بخاطر نشاط نوجوانی ام بخاطر تنهایی جوانی ام بخاطر اولین نفس هایم بخاطر اولین گریه هایم بخاطر اولین خنده هایم بخاطر دوباره متولد شدن بخاطر رسیدن به نقطه شروع سفر بخاطر یک سال دورتر شدن از آغاز راه بخاطر یک سال نزدیک تر شدن به پایان راه بخاطر غریبانه و بی صدا رفتنش پاییز را دوست دارم، بخاطر خود پاییز و من عاشقانه پاییز را دوست دارم
سلام به وبلاگ شبهای تنهایی سر بزن . 25 راه ابراز عشق |
| وب سایت ایمیل |
|
+
نوشته شده در پنجشنبه
1387/08/09ساعت 19:32  توسط میم طاها
|
اندکی عاشقانه تر زیر این باران بمان ، ابر را بوسیده ام تا بوسه بارانت کنم
کلاغ و طوطی هر دو زشت و سیاه آفریده شدند. طوطی اعتراض کرد و زیبا شد، کلاغ هم راضی به رضای خدابود. اکنون طوطی در قفس است و کلاغ آزاد
زنها دو وقت گريه مي کنن : ?- وقتي فري
ب مي خورن ! ?- وقتي مي خوان فريب بدن
میدونی فرق تو با آهن چیه ؟
.
.
.
آهن زنگ میزنه ولی توی گدا اس ام اس هم به زور میزنی
میدونی شباهت تو با باغچه چیه ؟
جفتتون کرم دارید
گفتی تو دلم اول و آخر خودتی...
از هر چه که دارم بهترینش خودتی...
خندیدم و زیر لب مکرر گفتم...
شاهزاده ی قصه های من ؛ خر خودتی
یه آبادانیه میره تو مغازه به یارو میگه: کا، بلوز داری؟
مغازه داره میگه: نه.
آبادانیه میگه: کا، شلوار داری؟
مغازه داره میگه: نه.
آبادانیه با تعجب میگه: کا، پس چرا رو شیشه نوشتی: کا لباس داریم؟
نامی نداشت. نامش تنها انسان بود؛و تنها دارايی اش تنهايی اش
در یک آشنایی دوستانه ما با هم دست دادیم !! تو فقط دست دادی.. و من.. همه چیز از دست دادم
اي غم ، تو که هستي از کجا مي آيي؟
هر دم به هواي دل ما مي آيي
باز آي و قدم به روي چشمم بگذار
چون اشک به چشمم آشنا مي آيي!
+
نوشته شده در سه شنبه
1387/08/07ساعت 13:16  توسط میم طاها
|
یک روز صرف دل بستن دل شد به این و آن..... روز دگر به کندن دل از این و آن
گذشت توي زندگي بعضي چيز ها بزرگ ،
بعضي چيز ها کوچک ،
بعضي چيز ها ساده
و بعضي چيز ها مهم هستند:
بزرگ مثل عشق
کوچک مثل غم
ساده مثل من
مهم مثل تو ...
وقتی زندگی رو از یخ ساختی ٬ برای آب شدنش گریه نکن . . .
غضنفر زنگ می زنه ثبت احوال، می گه ببخشید اونجا ثبت احواله؟
می گن بله... می گه من امروز حالم خوبه، لطفا ثبتش کنید.
ديشب سر شام برق ما رفت که رفت
اوضـــاع من و عيــال من شد هشـلفت !
در سر ســفره چراغ گردســـوزی بنــــهاد
يعنـــی به ميان سـفره مان آمده نفت !!!
صداقت و مهربانیت را می ستایم صداقت را از کلامت و مهربانیت را از نگاهت
یکی می پرسد : اندوه تو از چیست؟
سبب ساز سکوت مبهمت کیست؟
برایش صادقانه می نویسم:
برای آنکه باید باشد و نیست....
من رشته محبت خود از تو می بُرم ..... باشد گره خورد به تو نزدیکتر شوم
ساقه شکستن ، قانون طوفان است. تو نسیم باش و نوازش کن
تا که از جانب معشوقه نباشد کششی..کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد
سهم من خانهاي اجارهاي در قلب توست! و هر روز ... ترس از ريختن وسايلم در كوچهها
+
نوشته شده در دوشنبه
1387/07/08ساعت 14:47  توسط میم طاها
|
فیلم....فیلم...فیلم...
www.film2008.blogfa.com
+
نوشته شده در چهارشنبه
1387/07/03ساعت 13:16  توسط میم طاها
|
دوست دارم: فارسی انگلیسی: iloveyou احبک : عربی ترکی: senis evar youroum آلمان: ichie bed پدات: افغانی بابا به چه زبونی دیگه بگم دوست دارم خوب دوست دارم دیگه ................................................................................... می گن شیشه عمر آدما اگه خیس بشه عمرشون کم می شه! می دونستی چشات شیشه عمر منه؟ .................................................................................... هیچ می دونستی هربار که تو پلک می زنی من نفس می کشم؟ پس مواظب باش به کسی خیره نشی که من خفه می شم! ................................................................................... لره و ترکه شطرنج بازی میکردن - شاه دغ مرگ میشه !!! ................................................................................
+
نوشته شده در جمعه
1387/06/29ساعت 12:32  توسط میم طاها
|
همه یه طرف ........................................ ذوق نکن تو هم همون طرف
گاهی آنقدر غرق آرزو می شویم که فراموش میکنیم خود آرزوی کسی هستیم.
از: www.loveprim.blogfa.com
+
نوشته شده در دوشنبه
1387/06/25ساعت 18:37  توسط میم طاها
|
در كتاب احساس واژه فاصله يك فاجعه معنا شده است .
آسمان وقف نگاهت گل من،
مانده ام چشم به راهت گل من،
هر كجا هستي و باشي گويم،
كه خدا پشت و پناهت گل من...
سرنوشت تصميم ميگيرد كه تو در زندگي با چه كسي ملاقات كني اما تنها قلب توست كه مي تواند تصميم بگيرد چه كسي در زندگي تو باقي ميماند.
آنقدر دل اتم پر بود که با شکافتنش دنیایی لرزید ،
دل من نیز پر بود ، وقتی شکست ،
سکوتی کرد که به دنیایی می ارزید.
به نام خدايي كه هستي را با مرگ ،
دوستي رابي رنگ ،
زندگي را با رنگ ،
عشق را رنگارنگ ،
رنگين كمان را هفت رنگ ،
شاپرك را صد رنگ ...
و من را دلتنگ آفريد ...
خود را به که بسپارم وقتی که دلم تنگ است
پیدا نکنم همدل دلها همه از سنگ است .
گویا که در این وادی از عشق نشانی نیست
گر هست یکی عاشق آلوده به صد رنگ است
کاش میشد سرنوشت خویش را از سر نوشت
کاش می شد اندکی تاریخ را بهتر نوشت
کاش می شد پشت پا زد بر تمام زندگی
داستان عمر خود را گونه ای دیگر نوشت .
اي كه از يار وفا مي طلبي يار كجاست؟
همه يارند ولي يار وفا دار كجاست.
مرز عشق اين روزها شباهت زيادي به آدامس داره:
اول شيرين ،
بعد دوست داشتي ،
سپس تكراري و خسته كننده
و در آخر دور انداختني.
همه کلمات با آنچه ميان من و توست بيگانه اند و من هيچ کلمه اي را براي گفتگوي با تو شايسته تر از سکوت نيافته ام ، ...
آيا سخن مرا ميشنوي؟؟؟
+
نوشته شده در یکشنبه
1387/06/24ساعت 16:0  توسط میم طاها
|
کسی چون تو مرا غريب و تنها نگذاشت
اين گونه در التهاب فردا نگذاشت
سوگند نمی خورم ولی باور کن…
کسی چون تو به خلوت دلم پا نگذاشت.
به نام خدايي كه هستي را با مرگ ، دوستي رابي رنگ ، زندگي را با رنگ ،عشق را رنگارنگ ،
رنگين كمان را هفت رنگ
شاپرك را صد رنگ …
و من را دلتنگ دوستان آفريد …
به خاطر داشته باش تاريك ترين لحظه شب ،
نزديك ترين لحظه به طلوع خورشيده ،
پس از تاريكي زندگيت دلگير نشو.
1.2.3. را شمردم تك تك،
آهسته به دنبال تو رفتم با شك
وقتي بزرگ شدم فهميدم،
تمرين جداييست … قايم باشك !
اندكي عاشقانه تر زير اين باران بمان
ابر را بوسيده ام
تا بوسه بارانت كند . . .
كاش يا رب
آشنايي ها نبود
يا به دنبالش جدايي ها نبود . . .
غم و اندوه اگر هم روزي مثل باران باريد
يا دل شيشه ايت از لب پنجره ي عشق
زمين خورد و شكست …
با نگاهت به خدا
چتر شادي وا كن و بگو با دل خود
كه خدا هست … !
خدا هست … !
غم و اندوه اگر هست
بگو تا باشد
معني خوشبختي ،
بودن اندوه است . . .
+
نوشته شده در دوشنبه
1387/06/18ساعت 14:32  توسط میم طاها
|
اگر من و تو دو برگ بوديم
هنگام پاييز
زودتر از تو ميشكستم و مي افتادم
تا وقتي كه بيفتي
در آغوش بگيرمت.
اي معناي انتظار يك لحظه بايست
ديوانه شدن به خاطرت كافي نيست
يك لحظه بايست و يك جمله بگو
تكليف دلي كه عاشقش كردي چيست؟!!!
رسم اين شهر عجيب است بيا برگرديم
قصد اين قوم فريب است بيا برگرديم
آن كه يك روز دل به نگاهش داديم
خنده اش سرد و غريب است بيا برگرديم
عشق بازيچه ي شهر است ولي در دل ما
دختر عشق نجيب است بيا برگرديم….
مهرباني را زماني ديدم كه كودكي ميخواست آب شور دريا را با آبنبات خود شيرين كند.
هيچ كس تنهاييم را حس نكرد
لحظه ي ويرانيم را حس نكرد
در تمام لحظه هايم هيچ كس
وسعت حيرانيم را حس نكرد
سرنوشت دردناكم را چرا
هيچ دستي امضاء نكرد
آنكه سامان غزلهايم از اوست
بي سرو سامانيم را حس نكرد.
فراموش نكن
فراموش شدگان هرگز
فراموش كنندگان را
فراموش نميكنند.
اي رفيق مهربان هرشب دعايت ميكنم
گر ندارم ثروتي جانم فدايت ميكنم.
دوست دارم اشك باشم، نشينم گوشه ي چشمانت،
تا اگر افتادم بر زمين
ببوسم خاك پايت.
هرچه گشتم در اين شهر نبود اهل دلي كه بداند غم دلتنگي و تنهايي من.
+
نوشته شده در دوشنبه
1387/06/18ساعت 14:30  توسط میم طاها
|